مدرسان نوظهور و تاثیر آن ها بر برندهای آموزشی

زهرا نوروزی

یکی از پرتکرارترین سوالات دوران کودکی ما، چه از جانب مدارس “به عنوان موضوع انشا” و چه از جانب والدین جهت شناخت بیشتر علایق کودک خود، این جمله بوده است که “دوست داری در بزرگسالی چه شغلی داشته باشی؟”

و جواب های تکراری تر ما : دکتر، پرستار، پلیس، مهندس، … و معلم

 این موضوع که در سال های کودکی، تنوع شغلی به شکل امروزی وجود نداشته است و یا ما شناخت بسیار محدودی از مشاغل داشته ایم، مهمترین دلیل تکراری بودن جواب اکثر ما به این سوال بود.

اما صرف نظر از این موضوع، دلیل دیگر این تکرار، می توانست این نکته باشد که معلم از اولین مشاغل قابل درک در دوران کودکی ما بوده است که ما زمان زیادی از روز را با او در ارتباط بوده ایم.

شاید بارها خود را در لباس معلم تصور کرده و مشغول تدریس به شاگردان بوده ایم. خصوصا همان معلمی که بیش از سایر معلم ها به او علاقه داشته و ما در کلاس او اوقات خوشی را سپری می کردیم.

در دوران ما، معلم از جایگاه ویژه فرهنگی و اجتماعی در جامعه برخوردار بود که همین موضوع علاقه ما را به داشتن این شغل دوچندان می کرد.

از دوران ابتدایی تا متوسطه، از ورود به دانشگاه تا گذراندن دوره های آموزشی تکمیلی و مهارتی در آموزشگاه های آزاد، ما شاهد حضور دو گروه از معلمان و مدرسان هستیم.

  • مدرسان حرفه ای که تدریس و آموزش با زندگی آن‌ها عجین شده است و با سابقه کاری بسیار درخشان ، مجرب و توانمند در انتقال کامل مفاهیم و قدرت شناخت صحیح و کامل شاگردان و توانایی های آن‌ها به تدریس مشغول هستند.

 

  • دسته دوم هم شامل مدرسان علاقمند به تدریس اما نه الزاما توانا در این حوزه می باشد. ناتوان در انتقال مفاهیم، نا آشنا با قوانین کلاس داری و عدم تدبیر در مدیریت روابط استاد و شاگردی، متکی بودن به مطالب تئوری و مکتوب کتب که در نتیجه تدریس آن‌ها چندان پربازده نخواهد بود.

تفاوت بین این دو گروه از مدرسین را در تمام مراحل و موقعیت هایی که شاگردی کرده ایم و خواهیم کرد، شاهد بوده و هستیم.

پیوسته ملاک ارزیابی و مقایسه مدرسین، خروجی کلاس ها، نظرات شاگردان و میزان توانمند شدن و دانش آموختن آن‌ها بوده است.

زمانی که دوره های آموزشی به صورت حضوری برگزار می شدند، دریافت بازخورد از شاگردان، همیشه آسان تر و نتیجه و خروجی کلاس ها جهت ارزیابی استاد، در دسترس تر بود.

اما ظهور کرونا، علاوه بر منحل کردن برگزاری کلاس های حضوری در همه آموزشگاه ها، باعث انفجار جمعیت مدرسین جدید شد.

اگر به سایت هایی نظیر ایسمینار و ایوند که پیش از این هم برگزار کننده دوره ها و کلاس های آنلاین بوده اند، مراجعه کنید و رزومه اکثر مدرسین را بررسی نمایید و به شبکه های اجتماعی آن‌ها هم نگاهی بیندازید،

ملاحظه می کنید که اکثر افراد در سال ۲۰۲۰ و در پی شیوع کرونا فعالیت تدریس خود را آغاز نموده اند. می توان گفت این موضوع ظاهرا دو دلیل اصلی داشته است:

۱. شاغلین در حوزه های مختلف که کسب و کار آن‌ها با ظهور کرونا دچار رکود شده بود، تصمیم گرفتند از طریق بسترهای آنلاین و فضای مجازی تجربیات حوزه کاری خود را به دیگران آموزش دهند. (که به نوبه خود انتقال این تجربیات شخصی خوشایند است)

۲. افرادی که هیچ گونه تجربه ای در هیچ حوزه ای نداشتند، زمینه خاصی را انتخاب کرده و با مطالعه چند کتاب، چکیده برداری و برداشت کلی از آن، با برگزاری دوره آموزشی وارد حوزه تدریس شدند.

جدا از این، سایت ها، آموزشگاه ها، مدارس و دانشگاه ها هم که در صدد برگزاری کلاس های آموزشی به شکل آنلاین برآمدند، با چالش جدیدی برخورد کردند.

اساتید مجرب و توانمند، به نامناسب و ناکارآمد بودن سیستم آموزشی آنلاین واقف بوده و تمایلی به برگزاری کلاس آنلاین نداشتند.

آن‌ها معتقدند که در کلاس های آنلاین با ارتباط یک سویه، هیچگونه تعاملی بین استاد و شاگرد وجود ندارد، بازخوردی از آن‌ها دریافت نمی شود.

در نتیجه شاهد خروجی مناسبی از کلاس نبوده و در واقع هیچ مطلبی به آموخته های قبلی شاگردان افزوده نشده است.

متاسفانه در سیستم آموزش آنلاین موجود، شاگرد می تواند با قراردادن یک هندزفری در گوش خود، صدای استاد را فقط گوش بدهد، اما نشنود.

مطالب به اشتراک گذاشته شده بر روی صفحه لپ تاپ را نگاه کند اما نبیند. و در نهایت در تمام کلاس ها حضور صرفا آنلاین و نه فعال داشته باشد.

همین موضوع بازدهی کلاس ها را به طرز چشمگیری کاهش داده است.

به همین دلیل، اساتید حرفه ای از لطمه زدن به برند شخصی خود و برند آموزشگاه جلوگیری کرده و ترجیح دادند تا زمانی که کلاس های حضوری برگزار نشود، در کلاسی حضور نداشته باشند.

همین موضوع عرصه را برای ورود افرادی فراهم کرد که شاید از دوران کودکی به حوزه تدریس علاقمند بودند، ولی هیچ گاه تصویر درستی از این شغل نداشتند و صرفا تعریف آن‌ها از تدریس، خواندن یک کتاب و آموزش همان کتاب به دیگران بوده است.

این مدرسین فرصت را غنیمت شمرده، سریعا جهت برگزاری دوره های آموزشی اعلام آمادگی نموده که متاسفانه تجربه همکاری با آن‌ها، برای مجموعه های آموزشی بسیار گران تمام شد و تبعات سنگینی به همراه داشت، مانند: افزایش نارضایتی شاگردان، مخدوش شدن تصویر برند آموزشگاه ها و …

شاگردان ناراضی در دوره های آنلاین دو گروه هستند :

  • حالت اول: شاگردانی که با مابقی دوستان و اعضای گروه آنلاین مراوده ای نخواهند داشت و گفتگویی ما بین آنها انجام نمی شود که متوجه نارضایتی یکدیگر بشوند و تنها خود تصمیم می گیرند که در خصوص این مجموعه آموزشی چه عکس العملی نشان دهند. (به طور مثال: آن را به هیچ کس معرفی نکنند یا دیگران را از ثبت نام در این آموزشگاه منصرف کنند.)

 

  • حالت دوم این است که: شاگردان با همدیگر در ارتباط بوده و در خصوص عدم خروجی مناسب از کلاس استاد، به یک اتفاق نظر برسند و مراتب نارضایتی خود را به آموزشگاه اعلام کنند.

 

 

و در مقابل آموزشگاه هم می تواند دو رویکرد متفاوت داشته باشد :

  • آموزشگاه توان جذب استاد مجرب و برگزاری مجدد کلاس را ندارد که در واقع به نارضایتی شاگردان دامن زده و شاگرد با تجربه بسیار تلخ خود از برند، می تواند بر شکل گیری تصویر برند در ذهن دیگر مخاطبین، تاثیر گذار باشد.

 

  • و یا آموزشگاه به واسطه اعتبار و توان جذب اساتید مجرب، در صدد جبران نارضایتی بر می آید و تلاش می کند همان تعداد جلسات را با استادی توانمند به شکل حضوری تکرار نماید، هزینه و زمان مجددی پرداخت می کند تا رضایت دانش پذیر جلب شود.

چنانچه بخواهیم وضعیت یک مجموعه آموزشی را در چنین شرایطی بررسی داشته و در خصوص تاثیرات مثبت یا منفی تغییرات مذکور بر هویت آن مطالعه انجام دهیم، می توانیم از مدل طراحی هویت برند برمان استفاده نماییم.

 

شکل ۱ – مدل طراحی هویت برند برمان

 

Origin

 خاستگاه و مبدا، ریشه و بستر اصلی می باشد که برند بر آن استوار شده است.

به طور مثال، چنانچه خاستگاه یک مجموعه آموزشی حرفه ای، تا پیش از ظهور کرونا، روش تدریس و حضور اساتید نامدار در دوره های آموزشی حضوری بوده.

امروزه به طور ناگهانی این خاستگاه به دوره های آموزشی آنلاین تغییر پیدا کرده و با بروز این تغییر، ما دیگر همچون گذشته، شاهد حضور چشمگیر اساتید نبوده و همچنین به دلیل تغییر شیوه برگزاری کلاس ها از حضوری به آنلاین، شیوه تدریس دچار دگرگونی شده است.

 

Competences

شایستگی و توانایی های سازمان (مجموعه آموزشی) در برگیرنده دو بخش کلی می باشد:

شایستگی پالایش: شایستگی پالایش خود به دو قسمت مجزا تقسیم می شود:

  • شایستگی جذب اطلاعات (سازمان باید قدرت جمع آوری و دریافت اطلاعات از نیازهای مورد نظر مخاطب، شرایط بازار و وضعیت رقبا را داشته باشد. یک مجموعه آموزشی با ظهور کرونا باید شرایط موجود در صنعت آموزش را بررسی کرده، در خصوص شیوه های برخورد رقبا در این شرایط اطلاعات داشته باشد و نیازهای مخاطبان که طبیعتا در این دوران تغییر کرده است را بشناسد. به طور مثال : یک دانش پذیر در دوره کرونا انتظار دارد با حفظ سلامت فردی، مطالب کلاس را به صورت کامل و جامع دریافت نماید.)

 

  • شایستگی برنامه ریزی استراتژیک (سازمان باید از توانایی تحلیل اطلاعات به دست آمده برخوردار باشد و طبق این اطلاعات، برنامه ریزی های استراتژیک خود را تعریف کند. این برنامه ریزی ها در هر شرایطی که سازمان در آن قرار داشته باشد کمک می کند تا مخاطبان خود را حفظ نموده و به فعالیت خود ادامه دهد. سازمان های زیادی وجود دارند که دارای اطلاعات کافی از بازار هستند، اما شایستگی تبدیل آن اطلاعات به برنامه های اجرایی را ندارند.)

 

شایستگی عرضه به بازار:  این بخش به سه قسمت تقسیم می شود:

  • شایستگی تحول (یک سازمان باید توانایی و قدرت ایجاد تحول در عملکرد و بازار خود را دارا باشد. مجموعه های آموزشی ای که پیش از بروز بیماری کرونا، دوره های آموزشی آنلاین را طراحی و اجرا کرده بودند، در بین رقبای خود متمایز بوده و در شرایط پاندمی، استراتژی و برنامه مدون تری را در دست داشتند.)

 

  • شایستگی برندسازی داخلی (هر سازمانی به ویژه سازمان های خدماتی، باید پیوسته موضوع برندسازی داخلی سازمان را مورد توجه قرار دهند. در خصوص موضوع مورد بحث، برندسازی داخلی کمک می کند تا هنگام جذب اساتید جدید برای برگزاری دوره ها، حداقل استانداردهای لازم و ضروری مدنظر قرار گیرد و از همکاری با افراد ناتوان و یا حتی بی سواد که تمایل به کسب شهرت با برگزاری دوره آموزشی دارند جلوگیری شود.)

 

  • شایستگی اجرا (در این بخش یک سازمان باید توانایی پیاده سازی تمام مراحل بخش شایستگی را داشته باشد)

 

Value

ارزش های مجموعه آموزشی در اثر تغییرات پیش آمده به صورت مجدد باید تعریف شوند.

به طور مثال یکی از باید- نباید های مجموعه در شرایط جدید کرونا، می تواند در خصوص نحوه ارزیابی رزومه و همکاری با مدرس جدید و سنجش عملکرد او باشد.

اگر آموزشگاه در جایگاهی قرار دارد که پیش از این، سطح رضایتمندی مخاطبان آن از اساتید بالا بوده، بهتر است در حال حاضر هم ارزش های خود را حفظ کرده و همچنان تحقق وعده های خود را در اولویت قرار دهد و سابقه درخشان رضایتمندی ها را با برگزاری کلاس با اساتید کم تجربه، خدشه دار ننماید و انتظاراتی که مخاطبان از نقش بیرونی برند دارند را با تناقض و تضاد مواجه نکند.

نکته بسیار مهم دیگر، این موضوع است که هدف ما جلوگیری از ورود مدرسین جوان به حوزه آموزش نیست که چه بسا به رونق آموزش هم کمک می کنند.

هدف، جلوگیری از ورود مدرس نماهای امروزی است که هیچ دانش و تخصص عمیقی نسبت به موضوع ندارند و در عین حال بسیار مدعی هستند.

 

Personality

کاملا واضح است که شخصیت مدرسین جدید بر درک مخاطب از شخصیت برند تاثیرگذار است.

چنانچه تا پیش از ظهور کرونا، درک مخاطب از شخصیت برند مجموعه آموزشی، به واسطه حضور و تدریس اساتید حرفه ای، یک شخصیت بسیار مجرب و دانا بوده است، امروزه به واسطه حضور اساتید بی تجربه و در اصطلاح تقلبی، شخصیت و کاراکتری منفی در ذهن مخاطبین خود خواهد داشت.

فاصله ایجاد شده و عدم رویت محیط فیزیکی و نیروهای انسانی داخلی، تاثیری مخرب بر ادراکات مشتریان و شخصیت برند خواهد داشت.

 

Vision

تمام تغییرات فوق می تواند چشم انداز اصلی مجموعه را تحت الشعاع قرار دهد، چنانچه چشم انداز مجموعه به طور مثال “توسعه آموزش مهارت محور در حوزه مدیریت” یا “حرفه ای ترین آموزشگاه در حوزه ….. ” باشد، با تغییراتی که به آن اشاره داشتیم، قطعا این مجموعه نمی تواند با اساتید بی تجربه، نارضایتی شاگردان، اعتراض مخاطب و … به این چشم اندازها دست پیدا کند.

 

Offer

در این قسمت نیز پیشنهاداتی برای مخاطب خود خواهیم داشت که همان فواید دریافتی مخاطب می باشد.

به طور مثال ما در ارائه فواید کارکردی، کمترین نوع فایده که ارائه تدریس قابل قبول است را به مخاطب منتقل نکرده ایم.

در مبحث فواید مالی، نه تنها مخاطب در ازای پرداخت هزینه، خدمات شایسته ای دریافت ننموده، بلکه از این پرداخت بسیار ناراضی است.

در مبحث احساسی، هیچ پیوند احساسی و خوشایندی مابین استاد جدید و دانش پذیر، و در مرحله بعد مجموعه و دانش پذیر اتفاق نیفتاده است.

در مبحث اجتماعی، برای مخاطبان هیچ احساس تعلق خاطری به یک جمع دانا، دانش آموخته و اهل رشد که به آن‌ها حس خوشایند انتقال دهد، ایجاد نمی شود و در نهایت به واسطه عملکرد مجموعه، آن‌ها عضو گروه معترضان خواهند بود.

در مبحث خودابرازی نیز که حضور در دوره های چنین اساتید و مجموعه هایی به هیچ وجه نمی تواند خودابرازی را در مخاطب فعال نماید.

 

به مدیران آموزش آموزشگاه ها توصیه می شود جهت جلوگیری از پرداخت هزینه های اضافه، و مهم‌تر از آن مخدوش شدن تصویر برند :

۱. ابتدا در خصوص رزومه اساتید از منابع موثق و مورد اعتماد، تحقیق نموده و سپس جهت برگزاری کلاس های خود با آن‌ها تصمیم گیری نهایی داشته باشند. (این جمله را بارها تکرار کرده ام که اعتبار برند آموزشی، به طرز چشمگیری به اعتبار اساتید آموزشگاه وابسته است.)

۲. پیشنهاد می شود تا اتمام دوران کرونا و حتی (در صورت رضایت) دوران پساکرونا، آموزشگاه در شیوه برگزاری کلاس های آنلاین، تغییراتی صورت دهد که باعث افزایش بازدهی کلاس ها و حفظ حضور اساتید حرفه ای در دوره ها شود.

به طور مثال (۵ نفر از شاگردان به صورت چرخشی هر جلسه در کلاس حضور فیزیکی داشته و سایر شاگردها به طور همزمان از طریق بسترهای آنلاین کلاس را دنبال کنند.)

این مدل پیشنهادی کمک می کند که تعامل بین شاگردها و اساتید در این چرخش ها و حضورهای ۵ نفره بیشتر شده، درک شاگردان از مطالب آموزشی افزایش می یابد و در عین حال حفظ سلامتی شاگردان هم مورد توجه قرار گرفته است.

و یا روش برگزاری کلاس ها به شکل هایبریدی که در برخی از کشورهای اروپایی اجرا می شود.

به این شکل که تمامی اعضا الزاما با لپ تاپ و هندزفری و از طریق برنامه های مناسب جهت برگزاری جلسات مانند زوم در کلاس حضور پیدا می کنند.

(چه افرادی که حضور فیزیکی در کلاس دارند و چه افرادی که از منزل کلاس را دنبال می کنند) و همه دانش پذیرها تصویر یکدیگر را می بینند، با یکدیگر گفتگو و پرسش و پاسخ خواهند داشت و به این شکل حضور افراد در فضای کلاس طبیعتا بهتر و پویاتر خواهد بود.

البته این نکته نیز حائز اهمیت است که در کشور ما، پهنای باند اینترنت مانع اصلی اجرایی در این زمینه است و در نهایت هیج راهکاری جز ترکیب آموزش آنلاین و آفلاین، تا زمانی که پهنای باند قابل استفاده در همه نقاط کشور ارائه شود، وجود ندارد.

جامعه بشری در طی سال های گذشته نیز، چندین بار با پاندمی های گوناگون مواجه شده که اصلی ترین راه کنترل آن؛ رعایت قرنطینه و فاصله گذاری اجتماعی بوده است، می توان پیش بینی کرد که در آینده نیز، جامعه بشری از چنین پاندمی هایی مصون نخواهد بود.

در چنین شرایطی با اجرای قرنطینه های طولانی مدت و اجباری، افراد زمان مناسبی در اختیار دارند تا این دوران را با آموزش های آنلاین در منزل سپری کنند.

بهتر است مدیران مجموعه های آموزشی با استراتژی و راهکار های کارآمد، ضمن حفظ ارزش ها و شایستگی های سازمان خود، بسترهای لازم جهت برگزاری و تداوم دوره های آموزشی در این ایام را فراهم نمایند تا در اوقات قرنطینه، در کنار مخاطبان خود حضور داشته و گذر زمان را برای آن‌ها لذت بخش و مفید نمایند.

ممکن است به مطالب زیر علاقمند باشید:
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

17 − شش =