اهداف غلط بر مبنای حقایق جعلی

160 بازدید

تمام تصمیماتی که ما می گیریم (چه اجرا شوند و چه نشوند)، همه از درون #مدل_ذهنی ما بیرون می اید.
مثال:
باید کاری کنیم که فروش زیاد شود؟
بر طبق مدل ذهنی شکل گرفته، تعدادی روش بلافاصله به ذهنمان متبادر می شود:
تخفیف بدهیم، تبلیغ کنیم و …
حالا این وسط، اگر کسی بگوید “برنامه مشارکت دادن مشتریان و تعامل با آنها را بر مبنای هویت برند اجرا کنیم”، به نظر، دیوانه خواهد آمد.
چرا؟
چون در مدل ذهنی ما چنین چیزی وجود ندارد.
بنابراین به عنوان استراتژیست و طراح برنامه های #بازاریابی_برند، خیلی مهم نیست شما چه می دانید، به جای آن، منابع سازمان و مدل ذهنی مدیران، مهم است.
اگر در مدل ذهنی مدیر سازمان این کلمات حک شده که فلان کار را کسی بلد نیست، دیگر اهمیتی ندارد که شما در رزومه تان راه اندازی چندین پروژه #برندینگ_دیجیتال و #برندسازی های مختلف را داشته اید و با راه حل آشناترید.
اما این مدل ذهنی چیست که در عین مفید بودن (سرعت بخشیدن به تصمیم گیری) خطرناک است؟
الگوریتم تصمیم گیری ذهنی ما است که در اثر تجربه و تحلیل شکل می گیرد.
در اسلایدهای دوم و سوم ببینید.

نورون های آیینه ای و آنچه که از اجتماع خود آموخته ایم، احساسات، اطلاعات و نحوه تفکر ما .
بحثی طولانی است، فقط نکته مهم که حیاتی است:
اطلاعات غلط و الگوهای جعلی موجود در میان ما، در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در حال خلق مدل های ذهنی مخربی هستند:
مدل ذهنی موفقیت یک شبه
مدل ذهنی پولدار شدن بدون فعالیت
مدل ذهنی یک شبه متخصص شدن
همه در اثر رفتارهای غلط مدیران، اساتید و مسئولین دولتهای قبلی و بعد توسط افراد موفق در جامعه وایرال شده اند و مدلهای ذهنی مخرب ساخته اند.
مدل ذهنی هر پولداری دزد است،
هر دانشمندی جعلی است،
همه کتاب ها با پول ترجمه شده اند (هر روز تماس می گیرند که پول بدید، کتاب به نام خودتون ترجمه شده بگیرید، شرم باد بر کسی که همکاری کنه)، مدل ذهنی بی اعتمادی به همه و غیره.
دوستان،
این مدل های ذهنی، ما را نابود خواهند کرد. حتی اگر از این گرداب اقتصادی هم رها شویم، مدلهای ذهنی مخرب ما را با خود خواهند برد.
استاد
مدیر
روشنفکر
اینفلوئنسر
عزیز دل
ما متهمیم
اگر کاری نکنیم.

در برندسازان ایران بخوانید:
برندهای داستانگو

برگرفته از صفحه اینستاگرام دکتر #فرزاد مقدم

دیدگاهتان را بنویسید

دو × یک =