تجربه های کوچک در برندسازی ایران (۱)

94 بازدید

تجربک ها را می نویسم تا با من به گور نرود.
تجربک اول: هر سازمانی ظرفیتی دارد که باید با یک نگاه کلی توسط استراتژیست برند ادراک شود و بر اساس آن برایش #استراتژی_برند طراحی شود.
اولین کارم در ایران را هیچوقت فراموش نمیکنم، یک سازمان بزرگ بود. کار را یک شرکت تبلیغاتی گرفته بود و من را نمیشناختند.
بنابراین میخواستم هر چه بلدم را رو کنم .
به سفارش مشتری، پژوهش مفصل و با جزییات توسط یک تیم دانشگاهی صورت گرفت، آن هم کمّی، پر از آمارهای مختلف، راجع به هر چیزی عدد در آوردند.
از میزان آگاهی تا وفاداری و انتخاب و محبوبیت و کشک و دوغ و ماست ، همه را عددی کردند.
اما چون #پژوهش_کیفی در کار نبود، دریغ از کشف فوائد مورد نظر مشتری.

برای شروع
یک مدل پیچیده سازمانی انتخاب کردم.
بعد برای هر متغیر درون مدل تا آنجا که میشد جزییات استخراج کردم و زنجیره بلندی از چشم انداز و ماموریت تا شایستگی و شخصیت را شکل دادم.
نتیجه یک برندبوک پرجزییات ، یک گایدلاین پر نکته ، چند دفترچه هدایت رفتاری و یک #گایدلاین تبلیغات آدم خفه کن و خلاصه
که الان که یادم میافتد خودم هم سرگیجه میگیرم.

نتیجه: مدیران بازاریابی آنجا چون زبان #برندینگ نمیدانستند، هیچگاه نتوانستند از دفترچه ها استفاده کنند و به زباله دان پیوست.

در برندسازان ایران بخوانید:
آیا پرسنال برند ها به لوگو نیاز دارند؟

هر چه جلوتر آمدم بیشتر متوجه ایراداتم شدم
دو تصمیم مهم گرفتم:
یک . آموزش #برندسازی بر اساس استانداردهایی که آموخته بودم بدهم تا شرکتها به زبان برندسازی نزدیک شوند
دو . خودم را به تفکر مدیران نزدیک کنم. بروم سر کلاسها بنشینم و ببینم در کلاسهای مدیریت و بازاریابی دانشگاه چه درس میدهند.

کشف زبان مشترک که اتفاق افتاد، برگشتم به ساده ترین مدل موجود. آرنولد.
ساده ترین استراتژیها را به مدیران دادم.
و اثر کرد.
حالا آنها که مدیریت میدانستند، متوجه هویت میشدند و در کارشان استفاده میکردند.
چند سال بعد برند ویل را شروع کردیم
حالا #شخصیت_برند را همه میفهمیدند و کمک میکردند تا در رفتار فروشندگان و پیامهای تبلیغاتی جا بیافتد.

امروزه بر اساس شناختی که از سازمان داریم و بر اساس سطح علمی مدیران، یک ورژن از #برندبوک را با همکارانم برای آن سازمان توسعه میدهیم.
#هویت_برند اگر در رفتار و در نحوه تفکر سازمان تنیده نشود، یک حرف خوشگل است.
پس لازم است با سطح دانش سازمان تنظیم شود.
تجربه: دانستن صدها مدل ارجحیت نیست، موفق آن است که یک مدل را به شکلی کاربردی اجرا کند.

برگرفته از صفحه اینستاگرام دکتر #فرزاد مقدم

دیدگاهتان را بنویسید

ده − 9 =